احمد یزدانی

احمد یزدانی

محل انتشار اشعار احمد یزدانی
احمد یزدانی

احمد یزدانی

محل انتشار اشعار احمد یزدانی

از فیروزکوه بیشتر بدانیم

موقعیت و اهمیت جغرافیایی فیروزکوه
«فیروزکوه» در منتهی الیه مشرق استان تهران ۱۳۵) (کیلومتری و بر سر راه تهران به مازندران قرار گرفته و انتهای شرقی آن به گدوک فیروزکوه ختم میشود که مرز استان تهران و مازندران می.باشد ناحیه فیروزکوه در دامنه جنوبی ارتفاعات سلسله جبال البرز و در میان رشته کوههای مختلف آن که گاهی از یکدیگر فاصله چند کیلومتری میگیرند واقع شده است.
وجود دشتهای سرسبز و خوش آب و هوای کوچک و بزرگ در لابلای رشته کوههای اطراف فیروزکوه که هر کدام دارای چشمههای پر آب و گاه رودخانه های دائمی می باشد و آب و هوای معتدل و سردسیر آن که موجب فراوانی و تنوع گیاهان شده و بر اهمیت روزافزون این ناحیه افزوده است به گونه ای که در طول تاریخ پیوسته مورد توجه طوایف ایلات و حکمرانان مازندران «ری) و قومس (سمنان) و (دامغان) بوده و تلاش میکردند بر آن تسلط و حکمرانی داشته باشند در طول قرن حاضر نیز ناحیه فیروزکوه گاهی جزء مازندران زمانی جزء استان سمنان و امروزه جزء استان تهران میباشد. علاوه بر ویژگی فوق موقعیت حساس فیروزکوه که بر سر راه کهن و باستانی فلات مرکزی ایران و مازندران قرار گرفته بر اهمیت آن در طول تاریخ افزوده و توجه همگان را به خود جلب کرده است. امروزه فیروزکوه بر یکی از حساس ترین نقاط راه آهن سراسری ایران بندر امام خمینی در کنار خلیج فارس و بندر ترکمن و (گرگان و راه آسفالته تهران - مازندران و تهران - سمنان واقع شده و نقش اساسی در هدایت و کنترل آنها دارد
آب و هوای فیروزکوه شامل دو نوع آب و هوای سرد و معتدل میباشد. نواحی ،شمال شمال شرق و شمال غرب که در دامنه ارتفاعات جنوبی البرز قرار دارند، سرد بود و در تابستان حداکثر به ۲۰ درجه بالای صفر میرسد. در آن نواحی مردم عمدتاً به کار دامداری و کاشت محصولات سردسیری مانند ،گندم ،جو سیب زمینی، سیب و علوفه نظیر یونجه برای تعلیف دامهای خود مشغول بوده و زندگی ایلی دارند و مجبورند در فصل زمستان که منطقه آنها پوشیده از برف میباشد برای چرای دام خود به نواحی کویری اطراف دامغان شاهرود و سبزوار کوچ نمایند نواحی جنوب و جنوب غربی کـ منتهی به مرز گرمسار و سمنان میشود دارای آب و هوایی معتدل و گرمسیری بوده و مردم آن بیشتر به کار کشاورزی و کاشت و پرورش انواع درختان میوه ه نظیر گردو، قیسی، زردآلو، گیلاس، آلبالو، انواع درختان ،سیب گلابی به هلو شلیل، انگور، انار، فندق، بادام زمینی و کاشت صیفی جات نظیر خربزه ،هندوانه ،خیار ،گوجه بادمجان کدو سیب زمینی انواع ،سبزیجات دانه های روغنی و غیره و در کنار آن به دامپروری و گاوداری سرگرم میباشند هوای این نواحی در تابستان به حداکثر ۳۰ درجه بالای صفر و در زمستان به حدود ۱۰ درجه سانتیگراد زیر صفر نوسان مییابد. زبان مردم فیروزکوه فارسی بوده و بیشتر با لهجه مازندرانی تکلم میکنند علاوه بر آنها مهاجرانی از اقوام ترک، لر و ترکمن که در دوران حکومت قاجار به این نواحی کوچانده شده اند، در نواحی مختلف فیروزکوه زندگی میکنند که با لهجه های خود صحبت میکنند. پوشاک مردم فیروزکوه مانند پوشاک ساکنان نواحی مرکزی ایران از جمله تهران میباشد و لباس محلی خاصی ندارند.
مهمترین رودخانه فیروزکوه حبله رود میباشد که از ارتفاعات شمال غربی فیروزکوه سرچشمه گرفته و پس از مشروب کردن روستاهای حاشیه و قطع جاده آسفالته تهران - مازندران از روستاهای مهاباد زرین دشت سیمین دشت، کبوتر دره و بن کوه عبور و جلگه گرمسار را سیراب کرده و به کویر جنوبی گرمسار می ریزد. رودخانه دیگر فیروزکوه که از دو شعبه گور سفید» و «ساواشی تشکیل می شود، پس از عبور از فیروزکوه در امتداد راه آهن در نزدیکی مهاباد به حبله رود می پیوندد.
رودخانه دلی «چای که از کوههای شمال غرب فیروزکوه و شمال شرق دماوند و از شرق دریاچه تار سرچشمه گرفته و پس از آبیاری روستاهای رود افشان کلاک مشهد، حصار بن و سیمین دشت به حبله رود متصل میشود نیز از دیگر رودخانه های فیروزکوه میباشد مهمترین ارتفاعات و کوههای فیروزکوه شامل کوه پل در فاصله ۴ کیلومتری فیروزکوه دارای ارتفاع ۲۶۸۹ متر نواس در ۵ کیلومتری جنوب شرق فیروزکوه با ارتفاع ۲۸۲۹ متر کوه تپه مراد در ۱۵ کیلومتری شمال شرق با ارتفاع ۳۲۱۹ متر و هرمز کنو در ۱۷ کیلومتری شمال شرق با ارتفاع ۳۲۴۳ متر، کوه آب باریک در ۱۶ کیلومتری جنوب غربی با ارتفاع ۳۰۷۰ متر و کوه سنگ آب در ۲۱ کیلومتری جنوب شهر فیروزکوه با ارتفاع ۳۲۶۹ متر که بلندترین نقطه آن «ماماخانی» نامیده می شود و در ضلع جنوب شرقی روستاهای مزداران و آتشان در منطقه زرین دشت قرار دارد میباشند .

داده است شفا به کور پیراهن تو

داده است شفا به کور پیراهن تو
ای جان جهان مست ز بوی تن تو
درمانده و حیران و غریبم ای عشق ،
من آمده ام ، دست من و دامن تو

با خیال دوست یاد باد و باران میکنم

‌ با خیال دوست یاد بادو باران میکنم
آتش دل سرد با مهر رفیقان میکنم
پنجه بر سازو غزل برلب و سر در فکر یار
زخم دل را با میِ جانانه درمان میکنم
می نهم پا جای پای تک تکِ یاران خود
یاد شبهای فِراق و صحبت از آن میکنم
دلربائی کرده اندو رفته اندو مانده ام
یادشان را من نشا در مزرعِ جان میکنم
مینویسم من غزلها را به عشق روی دوست
سینه را نم رودو دل را ورسخواران* میکنم
روزگار است و جدائی ذاتِ این لامذهب است
من به این بی دین به جرم کفر عصیان میکنم.

یاد تو پرویز من جان برادر

یاد تو پرویز من جان برادر
میکشد آتش مرا دیده ی من تر
رفتی و داغ تو شد همسفر من
هرطرفی می روم بوده جلوتر
رفتی و من منتظر در صف نوبت
گشته ای اوّل تو من گشته ام آخر
جمع شما جمع و من مانده و غم ها
کام شما از عسل کام من از زهر
داده سلام مرا خدمت مادر
جان پدر را بگو عشق تو در سر
جان محمّد و تو ، یاوریش کن
فاطمه جان و حمید یاد مکرّر
آمده دوران نو من شب پائیز
حال تو خوش باشد و گوش غمت کر.

در خودم گم شده ام در پس پندار خراب

در خودم گم شده ام در پسِ پندار خراب
پشت سر مانده ای از حسرت و چشمی بیخواب
شرق و غرب نگهم را نبود جز یادت
از خزر تا به خلیج نظرم جز تو سراب
بال پرواز شکسته و دلی آزرده
روبرو راه دراز و خطر و نقاب
مرده بودم و تو جانم شده بودی ای عشق
داده ای جان دوباره که بگیری به عذاب؟
همه امّید من است تا که بسوزم ز غمت
شاید از کورهٔ عشقت بدر آیم زر ناب
جز تو با هیچ کسم الفت و عشقی نبود
گر نباشد نظر لطف تو عالم مرداب
اشک چشم غزلی ، دُرّ خیال انگیزی
شمس تبریز منی ،هستی من با تو حساب .