-
نشستم از صبوری گریه کردم
چهارشنبه 24 مرداد 1403 11:03
نشستم از صبوری گریه کردم برای درد دوری گریه کردم خریدار شب از بازار دورم به غربت رفته ای با پای نورم دلی پاک و تناور داده ام من به پایش مهر و باور داده ام من نمودم جستجو در غربت خویش ندیدم یکنفر همصحبت خویش به دل رنگ سفید عشق دارم به غیر از مهر ورزیدن ندارم همیشه عاشق و در پای کارم غلام عشقم و او هست یارم تمام راهها...
-
یک قصّه هم از هزارها سر نرسید
چهارشنبه 24 مرداد 1403 11:02
. یک قصّه هم از هزارها سر نرسید افسانه یک سفر به آخر نرسید دستان تبر به ساقه ی مستی خورد یک جرعه ی می به دست ساغر نرسید از بس که سخن گفته شد از رنج سفر یک بوته ی گل به فصل دیگر نرسید ای روح بلند آفرینش ؛ دیدی یک مدّعی هم به مرز باور نرسید؟ بازارچه ماند و کاک رستم وَ قمه داش آکُلِ قصّه هم به دلبر نرسید ؟ #احمد_یزدانی...
-
منم و حال خراب و شب و دلتنگی و غم
چهارشنبه 24 مرداد 1403 11:01
منم و حال خراب و شب و دلتنگی و غم تک و تنها و به این غربت دور افتادم نیستی تا به کنارم بنشینی و من از ، وضع و حال بد خود گفته ببارم نم نم . kootevall.blog.ir
-
حیاط کوچک پائیز در زندان گرفتارم
چهارشنبه 24 مرداد 1403 10:59
حیاط کوچک پائیز در زندان* گرفتارم وطن درگیر با اصحاب اهل رنگ و نیرنگ است شعار و وعده حاکم بوده غوغا میکند حالا میان گولّه ی برفی این نو دولتان سنگ است (*حیاط کوچک پائیز در زندان) تو پرسیدی فضای آسمان در هرکجا آیا همین رنگ است ؟ سوألت را جوابی نیست ، (*سرها در گریبان است) (حیاط کوچک پائیز در زندان) جهان هنگ است ....
-
وطنم ای درخت در طوفان
چهارشنبه 24 مرداد 1403 10:56
وطنم ای درخت در طوفان تک و تنها میانه ی میدان درد و رنجت مداوم و یکسر مردمت در شدائد و حرمان مهربانی ندیده مدّتها تارت از حمله پودت از بحران عاشقانت اسیر غربت ها آب جویت شرنگ بی پایان هرچه باشی تو عاشقت هستم پهلوانی اسیر نامردان سرو آزاده ای تماشائی چون یلی مبتلای بی دردان ریشه دار و اصیل و مستحکم داده ای بهر منطقت...
-
پدر یعنی که نور زندگانی
جمعه 12 مرداد 1403 09:52
پدر یعنی که نور زندگانی پدر یعنی نشاط و کامرانی پدر باشد خیال جمع و راحت وجودش خستگی را استراحت پدر یعنی که دلگرمی در هر کار حضورش نور بخشایش و ایثار پدر یعنی که دستان کرامت بود کوه غرور و استقامت پدر یعنی که چتری زیر باران پدر یعنی شکوه سایه ساران پدر یعنی که دریای سخاوت پدر یعنی که یک دنیا صداقت پدر یعنی تهی از...
-
ملّت ایران به لطف کردگار
جمعه 12 مرداد 1403 09:52
ملّت ایران به لطف کردگار رفته در راهی که پایانش بهار گشته است ثابت که در بحر بلا بوده در هر خانه او را جان نثار هر زمان لازم شود با اقتدار کرده اصحاب ریا را تار و مار انتخابی با خرد از روی فکر اتّفاق افتاد در اوج فشار ملّت ایران در این تغییر وضع آمده با رای قاطع پای کار در میان آتش و خون و بلا رد شد از دریا و از وضع...
-
از همان جا که کلاه بر سر ماها رفته
جمعه 12 مرداد 1403 09:50
از همانجا که کلاه بر سر ماها رفته باز هم بخت بلندی که به یغما رفته گوشت قربانی یک عدّه خراب از ذاتیم انتقاد از سر و کول همه بالا رفته بحث دلّالی هر کاسب تحریم اکنون شده شغلی که شرف خدمت او وارفته رابط ارز و دلار و مثلاً صرّافی شده اجرای عدالت که به سودا رفته یا عبادت که خریداری آن آسان است یا صداقت که فراری و ز دنیا...
-
دست تو دست دهنده دست باز
جمعه 12 مرداد 1403 09:47
دست تو دست دهنده دست باز روح تو روح بزرگ و بی نیاز فکر تو راه نجات مردمان تو کلید مشکلاتی ، چاره ساز من خطاکار و تو پوشاننده ای من چو یخ امّا تو جوشاننده ای حرف من بی منطق حرفت با خرد تشنه لب هستم تو نوشاننده ای این دو روز عمر پایانش رسد هر کسی سامان دورانش رسد در بهشت جاودان ماوای تو روح من عاصی به زندانش رسد باز از...
-
سرشکسته میان همسالان
جمعه 12 مرداد 1403 09:46
سرشکسته میان همسالان شرمسار از گرانی و حیران خانه خالی و کوچه ها بن بست جای پائی نمانده از باران حاصل کرده ها پریشانی خسته جانی ز غصّه ها گریان حاکم سینه ها غروری تلخ گوئیا زندگی شده زندان مادران در دعای دلجوئی روی سجّاده های خود نالان پدران سربزیر و در ماتم رو به درگاه حضرت یزدان آمدی از میان تاریکی تا بتابی به کشور...
-
مسحور زیبائی کوهستان چون ماهم
جمعه 12 مرداد 1403 09:44
مسحور زیبائی کوهستان چون ماهم در پیچ و تاب درّه ها گم میشود راهم در هر فراز از صخره هایش قُلّه ای زیباست غرق تماشا از سحرگه تا شبانگاهم . .
-
چه ماهرانه زمانه فریب می دهدت
جمعه 12 مرداد 1403 09:43
چه ماهرانه زمانه فریب می دهدت برای لغزش تو وعده سیب می دهدت سوار بال خیالش کند بچرخاند نوید یک کفنی با دوجیب می دهدت بگوید از سحر امّا بسوی شب ببرد به وادی ظلماتت به صد تعب ببرد رفیق ره شده همدرد لحظه ها ، آنگه به دست توطئه های رقیب می دهدت به لطف خود به تو فرصت دهد به پروازی تو در گمان که توانی جهان نو سازی درست لحظه...
-
آتشت افتاده در انبار کاهم بارها
جمعه 12 مرداد 1403 09:42
آتشت افتاده در انبار کاهم بارها کرده رسوا، برده دودم تا سر بازارها ناشکیبم ،شعله ی عشق تورا دارم به دل میزنم از دوریت در قبله گاهم زارها دوستت دارم و با یادتو شادی می کنم دلهره با تکنوازی میدهد آزارها دست بردار از لجاجت، حرف آخر را بزن با منی؟یا با رقیبم میکنی دیدارها؟ مثل ماری می گزد درد حضورش جان من کرده روحم انتحار...
-
شیطان شریکم شد و با او کاشتم گندم
جمعه 12 مرداد 1403 09:41
شیطان شریکم شد و با او کاشتم گندم انذار می دادند از مکرش به من مردم من در خیال روز خرمن بوده ام امّا او خوشه ها را برد و من در ساده لوحی گم . kootevall.blog.ir
-
وای از دست سخن چین خراب
جمعه 12 مرداد 1403 09:40
وای از دست سخن چین خراب از حسادت نیست او را خورد و خواب می کند بدبین خلایق را به هم چهره مخفی میکند پشت نقاب . .
-
سفره های عدّه ای گشته جدا خود چون سیریش
جمعه 12 مرداد 1403 09:38
سفره های عدّه ای گشته جدا خود چون سیریش شاخص حقّانیت شد پاچه خواری ، پشم و ریش هرکسی از باند آنان بوده باشد محترم هرکسی اندیشه ورزیده خورد بیهوده نیش خستگی می بارد از دیوار و درب مملکت کافی است دیگر خجالت دارد این وضع پریش باید اکنون آمده نیروی ملّت پای کار ارتجاع را داده کیش و مات کرده رفته پیش راه حل در طرح افکار...
-
عضو حزب باد هستند عدّه ای
جمعه 12 مرداد 1403 09:37
عضو حزب باد هستند عده ای در دروغ استاد هستند عده ای دکترا در حقّه بازی ، حیله گر ، واقعاً شیّاد هستند عده ای. .
-
ای وطن ای مهد تمدّن هنر
جمعه 12 مرداد 1403 09:36
ای وطن ، ای مهد تمدّن ، هنر شور زمینی همه خاک تو زر ، داده یلان جان که بمانی بزرگ زخم خودش را نزند بر تو گرگ داده سلامت و وجود و روان تا نشود کم ز تو موئی توان صخره و صحرای تو دارد نشان از هنر جنگ خداباوران بوده اگر دست خیانت بلند کرده دفاعی که نیامد گزند هرکه شبی در بَرت آرام یافت از بغل خالق خود کام یافت گستره ی مهر...
-
یک روز می آید که دیگر دیر خواهد بود
جمعه 12 مرداد 1403 09:35
یک روز می آید که دیگر دیر خواهد بود زهر زمان کاری و قاصد پیر خواهد بود می آید امّا نیست سهرابی دگر زنده رستم پشیمان با خودش درگیر خواهد بود . .
-
شما حقّه بازان مردم شکار
جمعه 12 مرداد 1403 09:33
شما حقّه بازان مردم شکار شده بر سر گرده ی ما سوار دوباره هوس کرده صیدی کنید شما مرد رندید و ما بی بخار . .
-
کشور که تنها مال دینداران کشور نیست
جمعه 12 مرداد 1403 09:33
کشور که تنها مال دینداران کشور نیست هرکس جر این میگوید او یک ابله جدّیست میهن برای تک تک اهل وطن باشد ، جز این اگر باشد سرانجامش به ویرانیست . kootevall.blog.ir
-
جای جنگیدن به میدان های جنگ
جمعه 12 مرداد 1403 09:26
جای جنگیدن به میدان های جنگ کشته است مهمان ایران با ترور دشمن کودک کش ظالم ز خشم کرده است کاری چو حیوان با ترور رفته با شیطان توافق کرده است تا کند جنگ خود آسان با ترور صهیونیست پست غاصب با ستم کرده است کار ذلیلان با ترور .
-
شد عزای اشرف اولاد دین
جمعه 12 مرداد 1403 09:25
شد عزای اشرف اولاد دین گشته اند آزادگان از آن غمین اشک غم میبارد از هر دیده ای کشته اند مهمان ما را با کمین گَشته است آزادگی با غم عجین خون فرزندان و یاران بر زمین گم شده در نقشه ها اقلیم روز غربت از داغ هنیه شد غمین از هنیه جبهه ی حق داغدار خون شده در غزّه جاری هرکنار انتقام حقّی که می باید گرفت با خردمندی شود غاصب...
-
ظلم کردی بی وفا راندی مرا
جمعه 12 مرداد 1403 09:23
ظلم کردی بی وفا راندی مرا ، از دو چشم خویش باراندی مرا کشته ای با قهر خود روح مرا ، با جفای خویش تاراندی مرا .
-
خالق عالم نگه کن تو به این رهگذر
شنبه 6 مرداد 1403 18:06
خالق عالم نگه ، کن تو به این رهگذر آنچه که از سرگذشت ، آمده از نو به سر هرچه که کردم و یا ، هرچه که از سر گذشت داده تو آن را بمن ، بسته به امرت کمر من عددی نیستم ، خار رهم ، چیستم؟ رحمت خود بر من آر ، ای تو مرا شور و شر گفته به من واعظان از بد و خوب جهان گشته فراموش من ، بوده ام از گوش کر تا که بخود آمدم ، عمر تمام...
-
به دست آب دادند کودکان را مادران با گریه و زاری
شنبه 6 مرداد 1403 18:04
به دست آب دادند کودکان را مادران با گریه و زاری که شاید مانده ایمن از ستمکاران و از فقر و گرفتاری تماشا کرده است دنیا جنایت را و ناظر هست و ساکت هست جهان یاری نکرد و از فلسطین کشته شد فرزند بسیاری . .
-
پدر یعنی که نور زندگانی
شنبه 6 مرداد 1403 18:03
پدر یعنی که نور زندگانی پدر یعنی نشاط و کامرانی پدر باشد خیال جمع و راحت وجودش خستگی را استراحت پدر یعنی که دلگرمی در هر کار حضورش نور بخشایش و ایثار پدر یعنی که دستان کرامت بود کوه غرور و استقامت پدر یعنی که چتری زیر باران پدر یعنی شکوه سایه ساران پدر یعنی که دریای سخاوت پدر یعنی که یک دنیا صداقت پدر یعنی تهی از...
-
ملّت ایران به لطف کردگار
شنبه 6 مرداد 1403 18:02
ملّت ایران به لطف کردگار رفته در راهی که پایانش بهار گشته است ثابت که در بحر بلا بوده در هر خانه او را جان نثار هر زمان لازم شود با اقتدار کرده اصحاب ریا را تار و مار انتخابی با خرد از روی فکر اتّفاق افتاد در اوج فشار ملّت ایران در این تغییر وضع آمده با رای قاطع پای کار در میان آتش و خون و بلا رد شد از دریا و از وضع...
-
از همان جا که کلاه بر سر ماها رفته
شنبه 6 مرداد 1403 18:01
از همانجا که کلاه بر سر ماها رفته باز هم بخت بلندی که به یغما رفته گوشت قربانی یک عدّه خراب از ذاتیم انتقاد از سر و کول همه بالا رفته بحث دلّالی هر کاسب تحریم اکنون شده شغلی که شرف خدمت او وارفته رابط ارز و دلار و مثلاً صرّافی شده اجرای عدالت که به سودا رفته یا عبادت که خریداری آن آسان است یا صداقت که فراری و ز دنیا...
-
شد رجوع از گوهرم بار دگر بر اصلم
شنبه 6 مرداد 1403 17:59
شد رجوع از گوهرم بار دگر بر اصلم کرده با همت خود بیمه وطن با نسلم فرصتی بود که قانون اساسی بخشید شادمانم که بدریای خروشان وصلم بار سنگین امانت که نهادم وایش آن درختم که دهم میوه ی خود در فصلم. .