خدائی که کنی سختی به آسانی بدل
مارا تماشا کن
وطن بیمار شد خالق
برایش چاره ای ای ربّ دانا کن
به ما راه برون رفتی نمایان کن
در این سختی کمک فرما
به دردی ما گرفتاریم خالق
چاره کن ، مارا شکیبا کن
لوازم از تو میگردد مهیّا
جز تو هرگز نیست درمانی
برای بندگان ناسپاس خود
لوازم را مهیّا کن
میان مشکلاتیم و توئی تنها پناه ما
در این اوضاع
بدام مشکلات افتادگان را
با توانائی توانا کن
به دام شکّ و شبهه رفتگان را
نیست برگشتی به آسانی
ز پستی خارج و در کوره عشقت
بسوزان و مصفّا کن
اگر قفلی شما بستی
کسی را نیست یارائی که بگشاید
اگر ناشکری از ما بوده است
با بخششت هر بسته را وا کن
نباشد بازگشتی از برای
آنچه پیش آورده ای خالق
به لطف و مرحمت از ما
کویر لوت دریا کن
خداوندا اگر خواری دهی
هرگز نباشد یاوری دیگر
در بسته به روی ما گشا ،
حاجات امضا کن
برای بندگانت عاقبت را خیر کن
ای مهربان خالق
تو نوکرهای اهلبیت خود را
سربلند در کلّ دنیا کن
خداوندا وطن را
از بلای ناگهانی پاک کن با مهر
دعای عافیت را مستجاب و
نور ایمان را هویدا کن
همه دلخسته و تنها و غمگینیم
باشی تو پناه ما
اگر عصیانگر ی کردیم و کفران
خالقا با ما مدارا کن .
#احمد_یزدانی
من خاک پای مردم خوب وطن هستم
با عشق آنها از منیّت های خود رستم
وقتی که می بینم گرفتاری و ناداری ،
ساکت بمانم مطمئنّاً آدمی پستم .
#احمد_یزدانی
https://t.me/ahmadyazdanypoem
هر روز می آید نوید از روز آسانی
هرگز نیامد راحتی ، الّا پریشانی
وقتی نباشد حقّ پرسش ، آخر قصّه
مستاجر است موجر و صاحبخانه زندانی .
#احمد_یزدانی
kootevall.blog.ir
رنجیده ترین ابر غم انگیز خزانم
میبارم و از کف شده است تاب و توانم
از فکر و خیال تو و درد تو بسوزم
روزم چو شب و شب شده زندان جهانم
من با تو عجینم تو نباشی به تن خود
پیراهن شادی و خوشی را بدرانم
سخت است که عشقم بزند ضجّه ز دردش،
من دیده و نالیده و حلّش نتوانم
محبوب من عالم شده از درد تو تاریک
از مرگ خودم راضی و در شور و فغانم
لرزان و معلّق به خدا کرده توکّل
دادم به ید قدرت او عشق و امانم .
#احمد_یزدانی
kootevall.blog.ir
بایکوتم کردند از روی حسد
کرده سانسور از حسد با وزن صد
خیرخواه مردم ایران زمین ،
ترس کِی دارد از این اعمال بد؟
#احمد_یزدانی