چون تو بسیار آمدند و هرچه بد را کرده اند
با خیانت خورده اند حقّ همه از مرد و زن
شاعر یک لا قبا را تو نترسان خوب نیست
شاعران در آستین دارند هزاران فوت و فن
فرق من با تو زیاد است از زمین تا آسمان
تو رئیسی من مخالف با تو از عهد کهن
ادّعاهای تو را نفعی نباشد بهر خلق
ساز خودخواهی خود را روی سِن تنها بزن
چون شما بسیار بوده ، آمده در رفته اند
با کتک گشته فراری کرده اند ترک وطن
بوده رویای خلایق روز خوش در زندگی
تو شدی اسباب مرگ گاو و اشک مشد حسن .
#احمد_یزدانی
#گاو_مهرجوئی #عزت_الله_انتظامی
#فیلم_گاو
عشقم تو مرا عصاره ی ایمانی
عشقم تو به جسم خاکی من جانی
هر گوشه ی خاطرات تو شیرین است
عشقم تو نباشی منم و ویرانی .
#احمد_یزدانی
kootevall.blog.ir
هرکسی از خود چه زیبا می سراید زندگی ،
گوئیا دنیا همه خر بوده او تاج سرش
این که از خر می نویسد با تمام زیر و بم
کودکی بود و جوانی بود و او بود و خرش
هرکه باشد همدم او دیده او را صبح و شب
با خرش می رفت و می آمد و در دورو برش
خر تمام خواهش و دنیا و دینش بوده است
می پرستید او خرش را خر عزیز و دلبرش
باشد هرکس را خیالی در سر و رازی به دل
میخورد هرکس شرابی را که دارد ساغرش
خرسواری میکند هرکس سرانجامش خر است
خر بگیرد عالمش را تا شود تاج سرش
این جهان باشد تئاتر و کار ما بازیگری ،
هرکسی نقشی کند بازی که دارد باورش .
#احمد_یزدانی
فرزند قلل و کوه و کوهستانم
مفتون جمال و جلوه ی گیلانم
شدپیشه ام عاشقی، چو شمعی روشن
در معرکه ی باد خوش و رقصانم
دائم و مرتّباً در آمد شدنم
چون مارکوپولو به گردش دورانم
من چشمه ام و مقصد من دریاهاست
آرام بسوی مقصدم میرانم
از صخره و قلّه های کوهستانی
سرسخت شدم ،مقاومت در جانم
گیلان که بهشتِ من وَ عشقم آنجاست
از دیدنِ روی ماه او خندانم
امّا همه ی نای و نوایم تهران
معتاد شدم به او ؛ خدا درمانم
اینها که شنیده اید یک گوشه ، چرا؟
من ذرّه ای از بزرگیِ ایرانم
#احمد_یزدانی
آی حیوان ، پلید و بیمقدار
مرد افیونی جنایتکار
با عملکرد خائنانه خود
داده کشتن ز نسل ما بسیار
برده سود از قبال طغیانت
بوده لاشخور همیشه چون کفتار
بخیالت که رفته است از یاد
ناجوانمردیت به نسلی زار
با خیانت عجین و همبستر
با رذالت نشسته همچون یار
کشته ای تو یلان بسیاری
بوده زهرت کشنده تر از مار
اشک تمساح برای قربانی
بوده بر کشتگان خود غمخوار
فوجی از بهترین جوانان را
برده در مسلخ صدا هر بار
بوده بنیاد خیریه مکرت
که کند مخفی انهمه آزار
در سرانجام خوانده خود را تو
یک سیاستمدار مردم دار
بیخبر باشی از ته قصّه
که شود کرده ات به تو آوار .