نازنینم لب تو خندان باد
خانه قلب تو چو گل ها شاد
عالمت سبز و روزگارت خوش
گیسوانت رها شده در باد
هرچه را از خدای خود خواهی
داده تا غم رود تو را از یاد.
.
این ها تروریست حوزه اخلاقند
بازیچه دستان درفش و داغند
با هر پروژه که آنطرف میگیرند
مامور بیان عرعر و واق واقند.
عشقی تو و بوی خوب نانی به همه
آرامشِ سینه ای ، چو جانی به همه
نازِ نفسی ، سپیده دم ، شبنم و گل
موسیقی شاد زندگانی به همه
چون چشمه زلالی و چو دریا موّاج
سرزندگی آب روانی به همه
آسایشِ خانه ای ، خیالی راحت
صبری تو وَ بالاتر از آنی به همه
سرسبزی جنگلی ، بلوطی ، راشی
سروی تو ، نشاط و کامرانی به همه
در جوی روانِ عمر عالم جشنی
پیغمبر صلح و مهربانی به همه .
از زخم تن وطن چو دشمن شادند
از زردی روی هموطن دلشادند
این خُرده رجال بی وطن در غربت
در کندن گور و دفن خود استادند .
با بذل محبّت بشود دشمن دوست
در کام پشه عسل غذائی نیکوست
با قهر و غضب شود فراری هرکس
زیرا که حماقت و ستیزه بدبوست