احمد یزدانی

احمد یزدانی

محل انتشار اشعار احمد یزدانی
احمد یزدانی

احمد یزدانی

محل انتشار اشعار احمد یزدانی

نقش بازی می کند با ما عدد

نقش بازی می کند با ما عدد
مثل نقش روحمان  در کالبد
نقش تاق و جفت نقش هستی است
خورده است سوگندها بر آن احد .

زمین و آسمان همخوابه با شرّ و بدی ها شد

زمین و آسمان همخوابه با شرّ و بدی ها شد
بشر در ظلم و کینه ماهر و جدّاً توانا شد
جهالت قدرتی ماهر عدالت منزوی غافل
ز بدمستی کنون انسان اسیر شرّ دنیا شد
جهان در انتظار انفجار و زیر و رو گشتن
اتاق فکر شیطان مرکز نشر ستم ها شد
همه از ظلم ابنا بشر مغروق و سرگردان
برای جنگ دیگر بستر عالم مهیّا شد .

گوئی اینجا آمده قحط الرجال

گوئی اینجا آمده قحط الرّجال
راه حل ها شد اسیر قیل و قال
عدّه ای بوده طلبکار از همه
فاتحه ، روی سفیدی شد ذغال .

خاکی که دانا را براند شخص کور آید

خاکی که بینا را براند شخص کور آید
عدل هرکجا مهجور ماند دست زور آید
خوب است هستی را بزیبائی تماشا کرد
جوینده را شادی فراوان با وفور آید.

منم و راه دراز و شب و دلتنگی و غم

منم و راه دراز و شب و دلتنگی و غم
تک و تنها و به این غربت دور افتادم
نیستی تا بکنارم بنشینی و من از ،
وضع و حال بد خود گفته ببارم نم نم .