سفره های عدّه ای گشته جدا خود چون سیریش
شاخص حقّانیت شد پاچه خواری ، پشم و ریش
هرکسی از باند آنان بوده باشد محترم
هرکسی اندیشه ورزیده خورد بیهوده نیش
خستگی می بارد از دیوار و درب مملکت
کافی است دیگر خجالت دارد این وضع پریش
باید اکنون آمده نیروی ملّت پای کار
ارتجاع را داده کیش و مات کرده رفته پیش
راه حل در طرح افکار جدیدی خفته است
در میان خانه ها باشد حکومت دست دیش
لازم است تا بهره برد از علم و ابزار نوین
لازم است داناشودحاکم نه هرکس قوم و خویش.kootevall.blog.ir
عضو حزب باد هستند عده ای
در دروغ استاد هستند عده ای
دکترا در حقّه بازی ، حیله گر ،
واقعاً شیّاد هستند عده ای.
.
ای وطن ، ای مهد تمدّن ، هنر
شور زمینی همه خاک تو زر ،
داده یلان جان که بمانی بزرگ
زخم خودش را نزند بر تو گرگ
داده سلامت و وجود و روان
تا نشود کم ز تو موئی توان
صخره و صحرای تو دارد نشان
از هنر جنگ خداباوران
بوده اگر دست خیانت بلند
کرده دفاعی که نیامد گزند
هرکه شبی در بَرت آرام یافت
از بغل خالق خود کام یافت
گستره ی مهر تو پهناور است
خط لبت خوشگلی دیگر است
عمق تو پر ثروت و سرمایه است
چتر وجودت به همه سایه است
مردم عاشق همه شاد از تواند
ریشه ی اقوام و نژاد از تواند
راحت جانی تو ، خروشان ، بزرگ
مردمِ تو با عظمت ، یل ،سترگ .
kootevall.blog.ir
یک روز می آید که دیگر دیر خواهد بود
زهر زمان کاری و قاصد پیر خواهد بود
می آید امّا نیست سهرابی دگر زنده
رستم پشیمان با خودش درگیر خواهد بود .
.
شما حقّه بازان مردم شکار
شده بر سر گرده ی ما سوار
دوباره هوس کرده صیدی کنید
شما مرد رندید و ما بی بخار .
.