کشور که تنها مال دینداران کشور نیست
هرکس جر این میگوید او یک ابله جدّیست
میهن برای تک تک اهل وطن باشد ،
جز این اگر باشد سرانجامش به ویرانیست .
kootevall.blog.ir
جای جنگیدن به میدان های جنگ
کشته است مهمان ایران با ترور
دشمن کودک کش ظالم ز خشم
کرده است کاری چو حیوان با ترور
رفته با شیطان توافق کرده است
تا کند جنگ خود آسان با ترور
صهیونیست پست غاصب با ستم
کرده است کار ذلیلان با ترور .
شد عزای اشرف اولاد دین
گشته اند آزادگان از آن غمین
اشک غم میبارد از هر دیده ای
کشته اند مهمان ما را با کمین
گَشته است آزادگی با غم عجین
خون فرزندان و یاران بر زمین
گم شده در نقشه ها اقلیم روز
غربت از داغ هنیه شد غمین
از هنیه جبهه ی حق داغدار
خون شده در غزّه جاری هرکنار
انتقام حقّی که می باید گرفت
با خردمندی شود غاصب نزار
کشته اسرائیلیان مهمان ما
کرده ناراحت همه یاران ما
انتقام از این جنایت حق ماست
از نتانیاهو که شد شیطان ما
این جهودان خراب صهیونیست
کشته اند در خانه مهمان عزیز
انتقام حقّی که بایستی گرفت
عرض تسلیت به ایران عزیز .

ظلم کردی بی وفا راندی مرا ،
از دو چشم خویش باراندی مرا
کشته ای با قهر خود روح مرا ،
با جفای خویش تاراندی مرا .
خالق عالم نگه ، کن تو به این رهگذر
آنچه که از سرگذشت ، آمده از نو به سر
هرچه که کردم و یا ، هرچه که از سر گذشت
داده تو آن را بمن ، بسته به امرت کمر
من عددی نیستم ، خار رهم ، چیستم؟
رحمت خود بر من آر ، ای تو مرا شور و شر
گفته به من واعظان از بد و خوب جهان
گشته فراموش من ، بوده ام از گوش کر
تا که بخود آمدم ، عمر تمام است و من
زندگیم شد فنا ، بار گنه همسفر
شمع فرو مرده ام ، آدم افسرده ام
گر نکنی همرهی ، گم شود این بی هنر
عشق تو دنیای من ، یاد تو رویای من
گم شده در تیره گی ، نیست برایم مفر
قبله گه من توئی ، دل به تو خوش دارمی
سرور و سالار من ، ره بنما در خطر
رفته بدنبال آب ، گمشده ام در سراب
هرچه که بود از تو بود ، غرق گنه تا کمر
ای همه دنیای من ، پوچی و معنای من
من که نبودم بجز ، رهروی بی پا و سر
عالم بحرانیم ، چون شب ظلمانیم
جز تو ندارم کسی ، رو به توام مستمر
سرکش طوفانیم ، همدم نادانیم
روی سیه دارم و طالب لطفت ، نگر
آمده دستم تهی ، نیست مرا زاد ره
وای خداوند من بر من خسته نظر .
.