شیطان شریکم شد و با او کاشتم گندم
انذار می دادند از مکرش به من مردم
من در خیال روز خرمن بوده ام امّا
او خوشه ها را برد و من در ساده لوحی گم .
kootevall.blog.ir
عضو حزب باد هستند عده ای
در دروغ استاد هستند عده ای
دکترا در حقّه بازی ، حیله گر ،
واقعاً شیّاد هستند عده ای.
.
سفره های عدّه ای گشته جدا خود چون سیریش
شاخص حقّانیت شد پاچه خواری ، پشم و ریش
هرکسی از باند آنان بوده باشد محترم
هرکسی اندیشه ورزیده خورد بیهوده نیش
خستگی می بارد از دیوار و درب مملکت
کافی است دیگر خجالت دارد این وضع پریش
باید اکنون آمده نیروی ملّت پای کار
ارتجاع را داده کیش و مات کرده رفته پیش
راه حل در طرح افکار جدیدی خفته است
در میان خانه ها باشد حکومت دست دیش
لازم است تا بهره برد از علم و ابزار نوین
لازم است داناشودحاکم نه هرکس قوم و خویش.kootevall.blog.ir
آتشفشان کن از غم مردم دماوندا.
سیلاب خون جاری کن از چشمان تو اروندا
از هر دو سو ، هم ملّت هم دولت جفاکارند
خالق نگهداری کن از طوفان تو میهن را
از واعظان بیعمل دین شد سیه کاری
دشمن نکرد کاری که از اینها شده اجرا
کم کاری نو دولتان اکنون نمایان شد
هستند گروهی از جوانان منتقد حالا
امّیدها شد نا امید و زخم ها کاریست
هر راه حلّی طرح شد گردیده بی معنا
سخت است با دست خودت در گور بگذاری
دنیای امّیدی که پایش داده عمرت را
باید نشست و مویه کرد و اشک غم بارید
از کرده های عدّده ای خودخواه و بی پروا
پاسخ ندارند و رها کردند و در رفتند
حیران و سرگردان و بی برنامه اند اینها
در انتظار معجزه از مردمان هستند
تا که لباس عافیت پوشانده بر آنها .
گسسته شد در وپیکر زخانه ها در شهر
ز روستا و قُرأ قشنگِ این کشور
در این زمانه ی امواج و سنّت وثروت
خوشا به سینۀ پر مهر و عشق یکدیگر.