احمد یزدانی

احمد یزدانی

محل انتشار اشعار احمد یزدانی
احمد یزدانی

احمد یزدانی

محل انتشار اشعار احمد یزدانی

چون شما بسیار ملّت دید آقای رئیس

چون شما بسیار ملّت دید آقای رئیس
ابتدا اهل صفا و انتها مشتی حریص
ما خبر داریم داری تو مقام و منزلت 
رفتنی ها میروند هرچند باید گفت ، هیس 
میز قبل از تو خبرداری کجـا بودو چه کرد 
برد بسیاری به دریا ، تشنه برگرداند خیس 
او عرو ِس حجله های بیوفائی بوده است 
گفتمت تا م ّطلع باشی َو چون گوهـر نفیس .

زندگی رفتن و راه من و توست

زندگی رفتن و راه من و توست
وسعتش عمق نگاه من و توست
زندگی مضربی از اضداد است
معنیش شادی و آه من و توست
زندگی جمع طپش های دل است
لحظه ها ظلمت و ماه من و توست
زندگی باور خوبی و بدیست
شام و گاهی چو پگاه من و توست
زندگی جهل و خردمندی ماست
دیه اش خیر و گناه من و توست
زندگی خاطره های بشر است
خاطراتی که پناه من و توست

حمله شد از طرف لشکر پائیز به باغ

حمله شد از طرف لشکر پائیز به باغ
شده رنگی همه جا خوانده سرودش را زاغ
خبر آمدن فصل زمستان با اوست
آن زمستان که بُوَد عرصه گه قار کلاغ .

ای نتانیاهو که هستی قاتلی بی اعتبار

ای نتانیاهو که هستی قاتلی بی اعتبار
لرزش دستان و لکنت کرده است کار تو زار
یک قلم کودک کشی های تو ثابت میکند
مردکی هستی روانی ، هیتلر این روزگار
گشته است ممنوع ورود تو به صد کشور کنون
پای لنگ تو به گورستان برد بهر ویار
شب دراز است و نشاشیده نشو خوشحال از آن
تا به صبح راه درازی مانده است ای نابکار
کرده ای با دست ظلم خود ترور مردان حق
گام بعدی خلع تو باشد که گردی تارومار
دل به آمریکا سپردی غافل هستی می برد
تا لب چشمه و تشنه میدهد زیر فشار
یکقدم بردارد او باید که تا دولّا شوی
تا کند کاری که هستی بر تو گردد زهر مار
طبل رسوائی کنون افتاده است از بام تو
حق تو را چون موشه دایان میکند پایان کار
نقره داغت کرده اند آزادگان با خون خود
احمق دیوانه شیطان برده است در پنبه زار
تا به صبح دولتت راهی نمانده می رسد
وقت اعدام و تو رقصان میشوی بالای دار .